ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

394

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

بودند . اين مردان مسلح بومى قيافه‌ى باوقار و متشخصى داشتند و كوه‌نشينان داغستان را به ياد ما آوردند . بعد از منزلگاه لارس ، دره كه در ابتدا بسيار عريض بود ، يك‌باره كم‌عرض‌تر شد و در انتها ، به صورت راهرو باريكى كه در ميان دو جداره‌ى عمودى بسيار بلند قرار گرفته بود ، درآمد . راه كوهستانى گاهى از ميان صخره‌ها و گاه از چپ و راست رود ترك مىگذشت . آب‌هاى اين رودخانه بر اثر برخورد با قلوه سنگ‌ها غرش عجيبى داشتند و اشعه‌ى خورشيد ديگر به آن گودال تاريك نمىرسيد . در ارتفاع بلند ، درست بالاى سر ما ، آسمان آبى به صورت نوار نازكى ديده مىشد . منظره‌ى اين گردنه‌ها به قدرى عظيم و اعجاب‌آور بود كه حتى مناظر گردنه‌هاى مهيب و يا - مالا « 1 » در مقايسه با آن ناچيز به نظر مىآمد . وقتى كه از ميان اين دو ديوار سنگى كه ارتفاع آن در آسمان بلند به آن برف‌هاى دايمى پيوسته بود ، عبور مىكرديم احساس عجيبى به ما دست داد . گويى كه اين دو ديوار ساخته از سنگ خارا ، چون دو سنگ آسيا ، انسان را در ميان خود از هر سو فشار مىدادند و مىخواستند او را له كنند . كم‌كم تنگه‌ى عجيب داريل « 2 » گشادتر مىشد . در كناره‌ى چپ رود صخره‌ى بزرگ خميده‌يى بود كه در زمان‌هاى گذشته ملكه تامارا « 3 » بر بالاى آن برج و بارويى ساخته بوده است . بنا به روايت افسانه‌ها اينجا اقامتگاه تابستانى آن ملكه بوده است . يكى از لذت‌هاى زندگى وى اين بوده است كه وقتى از خواستارانش خوشش نمىآمد ، دستور مىداد آنان را از بالاى صخره در آب‌هاى خروشان اين رود بيندازند . آثارى از خرابه‌هاى قصر در اين محل هنوز هم باقى است . احتمال دارد اين آثار آخرين بقاياى استحكامات همان كاستلوم كومانيا « 4 » باشد كه بنا به نوشته‌ى پلينى « 5 » و استرابون از دروازه‌هاى معروف

--> ( 1 ) . Via - mala : راه معروف سويس از ميان كوهستان آلپ . م . ( 2 ) . Darial : به زبان تاتارى يعنى راه تنگ [ اين توضيح از مؤلف كتاب است ] . همان‌گونه كه در صفحه‌هاى پيشين توضيح داديم اين واژه در اغلب منابع فارسى به صورت داريال نوشته شده ، ولى با توجه به معناى كلمه ، درست‌تر آن است كه داريل Dariol نوشته شود . م . ( 3 ) . Tamara ( 4 ) . Castellum Cumania ( 5 ) . Pline : كه در زبان لاتين به پلينيوس و در مآخذ اسلامى به بليناس معروف است ، اسم دو تن از مردان نامى روم قديم است كه يكى طبيعىدان و دومى سياستمدار بود . اينجا منظور پلينى سياستمدار است كه در قرن اول ميلادى مىزيست و مراسلاتى از او بر جاى مانده است و اطلاعاتى از نحوه‌ى زندگى روم قديم را بازگو مىكند . م .